كردن بطليموس منجم با بطليموس شاه مصر). بي شك تأليفي است بسيار ضعيف‌، كه همين امر علت محبوبيت شايانش را توجيه مي‌كند. بالغ بر سيزده چاپ از آن در سده‌ٴ پانزدهم انجام گرفت‌، دوازده تا به لاتيني و يكي به آلماني‌. يك ترجمه‌ٴ قديم ايتاليايي آن در سال 1521 چاپ شد، هم‌چنين يك ترجمه‌ٴ قديم به اسپانيايي در دست است‌، ولي تا سده‌ٴ گذشته چاپ نشده مانده بود. در سال 1603 اين كتاب تجديد چاپ شد و در آن موٴلف به‌نام آنتونيوس آسالا معرفي شده بود!
اما در مورد آثار عمده‌ٴ برلي‌. شرح‌ها و نوشته‌هاي خودش او را فيلسوف اسكات‌گراي‌ مستقلي نشان مي‌دهد. او بيشتر واقع‌گرا است تا نام‌گرا و به آكمي اشاره‌، ولي از او انتقاد مي‌كند. يك رشته ذوات تازه ابداع كرد و واقعيت‌ها را حتي به مفاهيمي از قبيل ((عدم‌)) يا ((صورت كلي‌))، نسبت داد. كيفياتي از قبيل عشق يا عدل به صورتي متفاوت از كميات رشد مي‌كنند، و هم‌چنان‌كه از مرحله‌اي به مرحله‌ٴ ديگر مي‌رسند، هستي تازه‌اي مي‌يابند. اين را شايد بتوان طرح‌ بسيار كم‌رنگي از نظريه‌ٴ تكامل ظهوري (يا خلاق‌) دانست‌.
او در شرح بر طبيعيات مي‌گويد: اگر كسي معتقد به قدرت خلاق الاهي باشد نمي‌تواند امكان‌ خلاٴ و كثرت عوالم را رد كند.

دامبلتن‌

جان دامبلتني‌. (برآمدنش 1331 ـ 1349). منطق‌دان و فيلسوف انگيسي‌. او احتمالاً اهل دهكده‌ٴ دامبلتن در گلوسترشاير بود. در سال 1331 يا پيش از آن به عضويت كالج مرتُـن در آكسفورد درآمد. در سال 1332 ـ 1334 دستيار كشيش بخش در نزديكي هنلي بود، سپس ظاهراً به مرتن‌ بازگشت و در سال 1338 ـ 1339 درآنجا بود، در سال‌هاي 1340 ـ 1341 از اعضاي اصلي كوينز كالج بود، ولي بعداً (1344 ـ 1349) به مرتن بازگشت‌. پايان زندگي‌اش نيز مانند آغاز آن مبهم است‌.
مهم‌ترين تأليفش خلاصه در منطق و حكمت طبيعي بود در 10 مقاله‌، گرچه در برخي از نسخه‌ها تنها 8 يا 9 مقاله ديده مي‌شود. هم‌چنين دو رساله‌ٴ كوچك‌تر نوشت‌: درباب منطق عقلي و كتاب‌ خلاصه‌ٴ الاهيات صغير (دربرابر كتاب اصلي كه خلاصه‌ٴ الاهيات كبير نام داشت‌). هنوز هيچ‌يك از اين آثار چاپ نشده است‌. عناوين گوناگونشان موجب اشتباه است و محتوايشان تقريباً ناشناخته‌.
گزيده‌اي از بخش چهارم خلاصه در منطق او را يكي از اعضاي بعدي كالج مرتُن به‌نام جان‌ چيلمارك تحت عنوان عمل مقدماتي تدوين كرد. اين چيلمارك در سال 1386 با كالج اكستر نيز در ارتباط بود (و اين تنها حادثه‌ٴ تاريخ‌دار زندگي اوست‌). او رسالات ديگري هم نوشت‌. درباب‌ حركت‌، درباب كيفيت‌، درباب تبديل‌، درباب تكثير، درباب مقدمات‌، درباب تجمع‌، درباب سوانح‌ سيارات‌(؟). ولي شهرت او هرچه بوده به‌خاطر كتاب عمل مقدماتي است كه بازتابي بود از تعاليم‌ دامبلتن‌. آثار او معروف‌تر از آثار استادش نيست‌.